تبليغاتX
حرف دل -

پشت ميز قمار دلهره عجيبي داشتم. برگي حکم داشتم و ديگري

هر چه بود ضعيف بود پايين .

بازي شروع شد حاکم او بود ومن محکوم همه برگهايم رفتند وسر

برگ بيش نماند برگي از جنس وفا رو کرد ، من بالاتر امدم بازي در

دست من افتاد ، عشق امدم !!! با حکم عشوه وناز بريد وحکم از

جنس چشم سياهش ، زندگي حکم پايين من بود و باختم !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 23:9  توسط حمید |